|
افراد برای بیان منظور خویش تنها پاره گفتهایی حاوی کلمات و ساختارهای دستوری تولید نمی کنند، بلکه از رهگذر آن پاره گفتها، اعمالی را نیز انجام میدهند. برای مثال، اگر شما در مکانی کار میکنید که رئیس آن اختیارات زیادی دارد، ادای پاره گفت (1) از جانب وی تنها یک گزاره نیست. (1) شما اخراجید! پاره گفت (1) میتواند به منزلهی کنشی باشد که به اشتغال شما پایان میدهد، البته اعمالی که از طریق ادای پاره گفت صورت میگیرد، لازم نیست مانند (1) آن قدر تکان دهنده و ناخوشایند باشد، بلکه کنش{ناشی از ادای پاره گفت} میتواند کاملاً خوشایند باشد؛ مانند تمجید در (2الف)، جواب تشکر در (2ب)، و تعجب در (2ج). (2) الف) آدم خیلی جالبی هستی. ب) خواهش میکنم. ج) دیوانه ای! اعمالی را که پاره گفتها انجام میدهند، عموماً کنشهای گفتاری مینامند. البته، در زبان انگلیسی عناوین خاص تری مانند عذر خواهی، شکایت، تمجید، دعوت، وعده(قول دادن) یا درخواست نیز به آنها اطلاق میشود. این واژههای توصیفی که برای بیان انواع مختلف کنشهای گفتاری به کار میرود، با نیّت ارتباطی گوینده در تولید پاره گفت مرتبط است. اصولاً، گوینده انتظار دارد نیّتِ ارتباطی وی را شنونده بفهمد. در این فرایند، معمولاٌ شرایط حاکم بر پاره گفت به گوینده و شنونده هر دو یاری میرساند. این شرایط را به همراه دیگر پاره گفتها رخداد گفتاری مینامند. از بسیاری جهات، این ماهیت رخداد گفتاری است که تعیین میکند یک پاره گفت به منزلهی اجرای یک کنش گفتاری تفسیر شود. برای مثال، گویندهای را در نظر بگیرید که در یک روز زمستانی یک فنجان چای را با این باور که تازه دم است در دست میگیرد؛ جرعهای از آن را مینوشد و پاره گفت (3) را ادا میکند. این پاره گفت{در شرایط مذکور} احتمالاً به عنوان یک گِلِه تعبیر میشود. (3) این چای واقعاً سرد است! با تغییر شرایط به یک روز گرم تابستانی و داده شدن یک فنجان چای سرد از طرف شنونده به گوینده، تولید همان پاره گفت (3) و چشیدن جرعهای از آن، احتمالاً به منزلهی قدردانی تعبیر میشود. پس، اگر پاره گفتی به صورت دو نوع کنش گفتاری متفاوت تعبیر شود، آنگاه روشن است که تعیین «تناظر یک به یک» میان پاره گفت و کنش گفتاری امکان پذیر نیست. همچنین، تفسیر یک کنش گفتاری مستلزم نکاتی جدای از خود پاره گفت است.
کنشهای گفتاری در هر موقعیتی، عملی که با تولید یک پاره گفت بیان میشود، در بردارندهی سه کنش مرتبط به هم است.
نخست، کنش بیانی است که به منزلهی کنش اساسی پاره گفت، یا تولید کلام معنی دار زبانی به شمار میآید. اگر عملاً نتوانید در یک زبان پاره گفت معنی دار تولید کنید(برای مثال، اگر آن زبان برایتان بیگانه است یا الکن شده اید)، قادر به تولید کنش بیانی نخواهید بود. برای مثال، تولید لفظ «آها موکوفا» نمی تواند به عنوان یک کنش بیانی در زبان انگلیسی و فارسی تلقی شود، در حالیکه پاره گفت (4) میتواند چنین باشد.
(4) همین الان مقداری قهوه درست کرده ام.
I' ve just made some coffee
ما پاره گفتهای خوش ساخت را معمولاً بدون هدف و منظوری خاص تولید نمی کنیم، بلکه با تولید یک پاره گفت، کارکردی را نیز برای آن در نظر داریم. این کارکرد بُعد دوم پاره گفت است که کنش منظوری خوانده میشود. اجرای کنش منظوری از طریق توان ارتباطی پاره گفت صورت میگیرد. برای مثال، ممکن است هدف از بیان پاره گفت (4) توصیف، تعارف، توضیح، یا اعداف ارتباطی دیگری باشد. این وضعیت را اغلب توان منظوری پاره گفت نیز میخوانند. البته، این گونه نیست که ما صرفاً پاره گفتی تولید کنیم که دارای کارکرد باشد، بی آنکه به تأثیر آن بر خواننده توجه کنیم. این بعد سوم را کنش تأثیری مینامند. بسته به موقعیت، پاره گفت (4) را با این فرض ادا میکنید که شنونده تأثیر مورد نظر شما را میپذیرد ( مثلاً برای توضیح در مورد بوی خوش قهوه با به منظور متقاعد کردن شنونده برای توشیدن قهوه). این بعد را معمولاً تأثیری بیانی نیز مینامند. از میان این ابعاد سه گانه، توان منظوری بیشتر از همه مورد بحث قرار میگیرد. در واقع، اصطلاح کنش گفتاری به معنی اخص آن صرفاً به توان منظوری یک پاره گفت اطلاق میشود، زیرا آنچه که به حساب میآید، توان منظوری پاره گفت است. همان طور که در (5الف) نیز نشان داده شده، یک کنش بیانی واحد میتواند به عنوان «پیش بینی»، «قول» و «هشدار» در پاره گفتهای (5ب)، (5ج)، و (5د) محسوب شود. این که پاره گفت (5الف) دارای تحلیلهای گوناگون مانند (5ب-5د) است، نشان دهندهی توانهای منظوری مختلفی است که یک پاره گفت داراست. (5) الف) بعداً شما را میبینم (پاره گفت) ب) {پیش بینی میکنم که} شما را میبینم. پ) {قول میدهم که } شما را میبینم. د) {به شما هشدار میدهم که} شما را میبینم. از مشکلات مربوطه به مثالهای شمارهی (5)، یکی این است که پاره گفت به ظور بالقوه میتواند متضمن توانهای منظوری کاملاً متفاوتی باشد (برای مثال، قول دادن در تقابل با هشدار دادن). چگونه گویندگان میتوانند مطمئن شوند که شنونده توان منظوری مد نظر آنان را درک خواهد کرد؟ برای پاسخ به این سوال باید دو عامل را در نظر گرفت: یکی « ابزار بیانگر توان منظوری» و دیگری «شرایط اقتضایی».
ابزار بیانگر توان منظوری همان گونه که در پاره گفت (6) نشان داده شده، مناسب ترین ابزار برای نشان دادن توان منظوری (IFIDs) افزوده یک عبارت فعلی است که به صراحت کنش منظوری ایفا شده را ذکر کند. چنین فعلی را میتوان فعل اجرایی (vp) خواند. (6) من به شما [vp] که
I (vp) you that.. .
در مثالهای (5ج و 5د)، چنانچه، افعال اجرایی «قول میدهم» و «هشدار میدهم» ذکر میشد، نمونهی بارزی از IFIDها بود. اما گویندگان کنش گفتاری خود را همیشه با صراحت بیان نمی کنند، بلکه گاهی به شرح کنش گفتاری خود را همیشه با صراحت بیان نمی کنند، بلکه گاهی به شرح کنش گفتاری در حال وقوع میپردازند. برای مثال، مکالمهی تلفنی (7) را میان یک مرد که سعی دارد با مِری تماس بگیرد، و دوست مِری مجسم کنید.
(7) مرد: میتونم با مری صحبت کنم؟ زن: نه، او اینجا نیست. مرد: از مشا میپرسم- میتونم با او صحبت کنم؟ زن: و من هم به شما میگویم که – او اینجا نیست.
در این وضعیت، هر یک از گویندگان با گفتن کلمات «می پرسم» و «میگویم» شنونده(ص70) را متوجه توان منظوری خود در پار گفت مورد نظر میکند.
با این همه در بیشتر مواقع افعال اجرایی به زبان آورده نمی شوند. همان گونه که در (8) نشان داده میشود، از جمله ابزارهای دیگر توان منظوری، ترتیب کلمات، تکیه و آهنگ جمله اند.
(8) الف) شما دارید میروید! ( من به شما میگویم که..) ب) شما دارید میروید؟( من میخواهم مظمئن شوم که آیا...) ج) شما دارید میروید؟ ( من از شما میپرسم که ..)
a) you are going! ( I tell you..) b) you are going? ( I request confirmation about
.. c) are you going? ( I ask you if
هر چند ابزارهای دیگری همچون پایین آوردن صدا، برای هشدار یا تهدید، ممکن است مبین توان منظوری باشد، یک پاره گفت افزون بر این، باید تحت شرایط متعارف و معینی تولید شود تا توان منظوری مورد نظر را دارا شود.
شرایط اقتضایی برای شناسایی قوع یک کنش گفتاری بر اساس نیت گوینده، شرایط مناسب یا مورد انتظاری وجود دارد که در اصطلاح فنی شرایط اقتضایی نامیده میشود. در برخی موارد روشن، مانند پاره گفت (9)، اگر گوینده در موقعیت خاصی قرار نداشته باشد ( یعنی در این مورد خاص قاضی دادگاه نباشد)، اجرای آن پاره گفت نامتناسب یا به عبارت دیگر، فاقد شرایط اقتضایی خواهد بود.
(9) من شما را به شش ماه زندان محکوم میکنم.
در بافتهای روزمره میان مردم عادی، پیش شرط هایی نیز برای تحقق کنش گفتاری وجود دارد. نخست، شرایط عمومی مطرح است که دو طرف گفتگو تابع آن هستند. برای مثال، زبان مکالمه را میفهمند و نقش بازی نکرده یا مهمل نمی گویند. اما شرایط محتوایی/معنایی بعد از شرایط عمومی مطرح میشود. مثلاً، شرایط محتوایی برای وعده دادن و هشدار دادن این است که پار گفت باید به رخدادی در آینده معطوف شود. البته، برای «وعده دادن» شرط محتوایی دیگری نیز لازم است؛ و آن اینکه رخدادِ آینده، عملِ آیندهی گوینده خواهد بود. شرایط مقدماتی برای وعده دادن با شرایط مقدماتی برای هشدار دادن بسیار متفاوت است. هنگامی که من قول میدهم کاری انجام دهم، دو شرط مقدماتی وجود دارد: اول اینکه رخداد به خودی خود اتفاق نخواهد افتاد؛ و دوم اینکه رخداد تأثیر سودمندی در پی خواهد داشت. هنگامی که هشداری میدهد، شرایط مقدماتی نیز وجود دارد: روشن نیست که شنونده از وقوع رخداد اطلاع دارد یا خیر؛ و گوینده فکر میکند که رخداد حتما اتفاق خواهد افتاد و تأثیر سودمندی نخواهد داشت. شرط دیگری که برای تحقق یک وعده، واقعاً میخواهد عمل آتی را انجام دهد؛ و در مورد هشدار نیز گوینده حقیقتاً باور دارد که رخداد آتی تأثیر زیان آوری خواهد داشت.
در نهایت، شرایط اساسی مطرح است که در آن، گوینده از طریق کنش بیان یک وعده، قصد دارد تعهدی برای انجام عمل وعده داده شده ایجاد کند. به سخن دیگر، این پاره گفت موقعیت گوینده را از نداشتن تعهد به داشتن تعهد تغییر میدهد. برای مثال، شرط اساسی در مورد هشداد، موقعیت گوینده را از آگاه نکردن به آگاه کردن از رخداد بد آینده تغییر میدهد. بدین ترتیب، شرط اساسی با تلفیق محتوای پاره گفت، بافت و قصد گوینده، شرایط لازم را برای اجرای مناسب یک کنش گفتاری خاص ( بار رعایت شرایط اقتضایی) فراهم میسازد.
فرضیهی اجرایی
روش دیگر برای مطالعهی کنشهای گفتاری ناشی از پاره گفتها این است که بنیاد هر پاره گفت را شبیه به آنکه پیش از در مثال (6) ارائه شد، دارای بندی فرضی بدانیم که فعل اجرایی (VP) آن توان منظوری را تصریح میسازد. این شیوه را فرضیهی اجرایی مینامند؛ مانند بند بنیادین در مثال (10). (10) من + بدین وسیله+ فعل اجرایی (vp) + شما (که) + پاره گفت
I (hereby) Vp you (that) U
در این بند، فاعل باید اول شخص مفرد (من) باشد و قید «بدین وسیله» در پی آن باید تا نشان دهد که بیان شدن پاره گفت آن را به منزلهی یک عمل «محسوب میکند». همچنین، یک فعل اجرایی (vp) در زمان حال ساده و یک مفعول غیر مستقیم به صورت دوم شخص مفرد (شما) نیز وجود دارد. این بند زیربنایی همیشه آنچه را در پاره گفت هایی مانند (11الف) و (12الف) به صورت ضمنی بیان میشود، به شکل پاره گفتهای صریح (11ب) و (12ب) در میآورد.
(11) الف) این ریخت و پاشها را مرتب کنید! ب) من بدین وسیله به شما دستور میدهم که این ریخت و پاشها را مرتب کنید.
(12) الف) کار را ایلین و خودم انجام دادیم. ب) من بدین وسیله به شما میگویم که کار را ایلین و خودم انجام دادیم.
گویندگان مثال هایی نظیر (11ب) و (12ب) را که اغلب دارای قید «بدین وسیله» اند، به عنوان افعال اجرایی صریح به کار میبرند. در مقابل، مثال هایی مانند (11الف) و (12الف) دارای افعال اجرایی غیر صریح هستند که گاهی آنها را افعال اجرایی اصلی نیز مینامند.
مزیت چنین تحلیلی در این است که مشخص میکند دقیقاً چه عواملی در تولید و تبیین پاره گفتها دخالت دارند. از دیدگاه نحو، ضمیر انعکاسی ( مانند «خودم» در مثال (12)) در ساختار جمله به مرجع نیاز دارد ( که در این مورد کلمهی «من» است). فعل اجرایی صریح در مثال (12ب) عنصر «من» را فراهم میسازد. به همین ترتیب، هنگامی که به کسی میگویید: « خودت آن را انجام بده»، به کارگیری ضمیر انعکاسی «خودت» از این روست که مرجع «تو» در شکل صریح خود (یعنی «من به تو دستور میدهم که تو خودت آن را انجام دهی») آمده است. مزیت دیگر چنین تحلیلی این است که نشان میدهد بعضی قیود مانند «راستش» یا بندهای قیدی مانند «چون ممکن است دیرم شود» که در مثال (13) نشان داده شده است، بیشتر به بیان اجرایی صریح تعلق دارد تا به بیان غیر صریح.
(13) الف) راستش، او آدم پستی است. ب) ساعت چند است؟ چون ممکن است دیرم شده باشد.
در (13 الف) این عمل گفتن (یا همان فعل اجرایی) است که به درستی و راستی انجام میگیرد؛ و در (13ب) این عمل پرسیدن (باز هم به عنوان فعل اجرایی) است که از طریق ادای بند «چون ممکن است دیرم شده باشد» توجیه میشود.
اما چند ایراد فنی نیز بر فرضیه اجرایی وارد است. برای مثال، افعال اجرایی صریح (11ب) خیلی قوی تر از نوع غیرصریح آن (11ب) هستند. بتابراین این دو نوع پاره گفت با هم یکی نیستند. همچنین، شناخت دقیق فعل (یا افعال) اجرایی مناسب برای بعضی از پاره گفت ها دشوار است. مثلاً پاره گفت (14الف) را ممکن است گوینده و شنونده توهین تلقی کند، اما اینکه پاره گفت (14ب) به این صراحت ادا شود، بسیار عجیب می نماید.
(14) الف) شما از یک قطعه سنگ هم بی احساس ترید. ب) من بدین وسیله به شما توهین می کنم که شما از یک قطعه سنگ هم بی احساس نرید.
مشکل عملی و عینی هر نوع تحلیل مبتنی بر شناسایی افعال اجرایی صریح، این است که اساساً ما نمی دانیم زبان چند فعل اجرایی دارد. از این رو، به جای تلاش در فهرست کردن تمامی افعال اجرایی ممکن و سپس تمایز بین آن ها عموماً از طبقه بندی های کلی تری برای انواع واکنش های گفتاری استفاده می شود.
طبقه بندی کنش های گفتاری بر اساس یکی از نظام های طبقه بندی موجود، پنج نوع کارکرد کلی از کنش های گفتاری وجود دارد: اِعلام/تقریر، توصیف، بیان احساس، بیان امری-ارشادی، بیانات تعهد آور. کنش گفتاری تقریری/اعلامی به آن دسته کنش های گفتاری گفته می شود که بیان آن ها به تغییر اوضاع دنیای خارج بینجامد. همان گونه که مثال های (15) نشان می دهد، برای انجام درستِ اعلام، افزون بر نیاز به بافتِ خاص، گوینده نیز باید دارای نقش نهادی اجتماعی باشد. (15) الف) کشیش: اکنون شما {دو تن} را زن و شوهر اعلام می کنم. ب) داور مسابقات: شما از بازی اخراجید. ج) رئیس هیئت منصفه: ما متهم را مجرم میدانیم.
گوینده با به کار گیری کنش اعلامی از طریق کلمات، اوضاع دنیای خارج را تغییر می دهد. توصیف آن دسته از کنش گفتاری است که نشان دهنده ی باور گوینده از درستی اوضاع امور است. همان گونه که در مثال(16) نشان داده شده است، اظهاراتی چون بیان واقعیت، تصدیق، نتیجه گیری و توصیف نمونه هایی از کنش های گفتاری اند که گوینده از طریق آن ها دنیا را چنان که هست یا آن چنان که باور دارد، نشان می دهد.
(16) الف) کره ی زمین مسطوح است. ب) چامسکی در مورد بادام زمینی چیزی ننوشت. ج) آن روز گرم و آفتابی بود.
گوینده با بکارگیری توصیف، کلمات را با جهانِ باورهایش متناسب می سازد. کنش گفتاری بیان احساس نوعی کنش گفتاری است که احساس گوینده را از جهان خارج نشان می دهد. این بیان شامل حالات روانی و نیز نمود احساساتی از قبیل شادی، درد، علاقه، تنفر، لذت، یا غم است. همان گونه که در مثال های (17) آمده است، بیان احساسات بیانگر تجربه ی گوینده است، هر چند ممکن است برخاسته از اعمالی باشد که گوینده یا شنونده انجام داده است.
(17) الف) من واقعاً متأسفم! ب) مبارکه! ج) عجب، بله، عالیه، هوم، بَه! (پایان ص 74)
گوینده با بکارگیری بیان احساس، کلمات را با دنیای احساس خویش هماهنگ می سازد.
کنش گفتاری امری-ارشادی یا جهت دهنده به آن دسته از کنش های گفتاری گفته می شود که گوینده با بکارگیری آن ها دیگری را به انجام کاری وا می دارد و بنابراین، بیانگر خواسته های گوینده است. این گونه کنش ها شامل فرامین، دستورات، درخواست ها و پیشنهادها هستند و همانگونه که درمثال های (18) آمده است، می توانند به صورت مثبت/ایجابی یا منفی/سلبی باشند.
(18) الف) یک فنجان قهوه رد کن بیاد. پر رنگ باشه. ب) ممکنه لطفاً یک خودکار به من قرض بدی؟ ج) به آن دست نزن.
گوینده با به کارگیری کنش گفتاری جهت دهنده، تلاش می کند تا جهان خارج را از طریق شنونده با کلمات هماهنگ سازد. کنش های گفتاری تعهد آور آن دسته از کنش های گفتاری اند که در آنها گوینده خود را ملزم به انجام کاری درآینده می کند و بنابراین، بیانگر قصد گوینده اند. این کنش ها در برگیرنده ی وعده ها، تهدیدها، سرباززدن ها و تعهد ها هستند و همان گونه که در مثال (19) آمده است گوینده می تواند چنین کنش هایی را به تنهایی یا به منزله ی عضوی از یک گروه جدا کند. (19) الف) من بر می گردم. ب) قصد دارم دفعه یه بعد آن را درست انجام دهم. ج) ما آن کار را انجام نخواهیم داد.
گوینده با بکارگیری کنش گفتاری تعهد آور، متقبل می شود که از سریق گوینده، کلمات را با جهان خارج هماهنگ سازد.
کنش های گفتاری مستقیم و غیر مستقیم رویکرد دیگری که برای تمایز میان کنش های گفتاری به کار می رود، مبتنی بر ساختار است. زبان انگلیسی سه نوع جمله ی اصلی دارد که بر اساس آن، می توان تمایز ساختاری نسبتاً ساده ای میان سه دسته ی کلی از کنش های گفتاری قائل شد. همان گونه که در مثال (20) نشان داده شده است، میان سه صورت ساختاری (جمله های خبری، پرسشی، امری) و سه نوع کارکرد ارتباطی (گزاره، پرسش، امر/درخواست) رابطه ای وجود دارد که به آسانی قابل تشخیص است.
(20) الف) شما کمربند ایمنی می بندید. (خبری) ب) آیا کمربند ایمنی می بندید؟(پرسشی) ج) کمربند ایمنی را ببندید! (امری)
هرگاه بین ساختار جمله و کارکرد آن رابطه ی مستقیم وجود داشته باشد، آن را کنش گفتاری مستقیم می نامند؛ و هر گاه ارتباط بین ساختار و کارکرد غیر مستقیم باشد، آن را کنش گفتاری غیر مستقیم می نامند.
بنابراین، جمله ی خبری اگر برای بیان گزاره ای به کار رود، کنش گفتاری مستقیم است ولی اگر به عنوان درخواست بکار رود، کنش گفتاری غیر مستقیم خواهد بود. همان گونه که در مثال های (21) آمده است، پاره گفت (21الف) جمله ی خبری است که به صورت بیان گزاره(21ب) دارای کارکرد مستقیم است؛ اما همان پاره گفت که در (21ج) برای بیان دستور و یا فرمان به کار می رود، کارکرد کنش گفتاری غیر مستقیم را ایفا میکند.
(21) الف) بیرون هوا سرد است. ب) من بدین وسیله شما را از وضعیت هوا آگاه می کنم. ج) من بدین وسیله از شما می خواهم که در را ببندید.
یک کارکرد اصلی را می توان با ساختارهای مختلفی بیان کرد. برای مثال، در پاره گفت های (22)، گوینده ساختارهای مختلفی را به کار می گیرد تا از مخاطب بخواهد مقابل تلویزیون نایستد. کارکرد اصلی تمام پاره گفت ها (22) دستور یا در خواست است؛ اما تنها ساختر امری در (22الف) نمایانگر کنش گفتاری مستقیم است. در اینجا، ساختار پرسشی(22ب) صرفاً به منزله ی یک پرسش نیست و بنابراین، کنش گفتاری غیر مستقیم است. همچنین، ساختارهای خبری در (22ج) و (22د) در خواستهای غیر مستقیم هستند.
(22) الف) از سر راه برو کنار! ب) مجبوری مقابل تلویزیون بایستی؟ ج) شما مقابل تلویزیون ایستاده ای. د) جلوی دید را گرفته ای.
همان گونه که در مثال (23) نشان داده شده، رایج ترین نوع کنش گفتاری غیر مستقیم در زبان انگلیسی، ساختار پرسشی دارد اما عموماً برای پرسیدن به کار نمی رود (یعنی در اینجا، نه تنها انتظار پاسخ نداریم، بلکه منتظر عمل نیز هستیم). مثال های (23) عموماً به منزله ی درخواست برداشت می شوند.
(23) الف) می توانی نمک را بدهی؟ ب) می شود این را باز کنی؟
در واقع زبان انگلیسی الگوی پرسشی خاصی دارد که از رهگذر آن، توانایی های فرضی شنونده (مثل می توانی و می شود) یا احتمال انجام دادن عملی توسط وی در آینده (مثل می خواهی و می شود) معمولاً در حکم تقاضای گوبنده برای انجام عملی تعبیر می شود. در زبان انگلیسی، کنش های گفتاری غیر مستقیم معمولاً با ادب بیشتری همراه تا کنش های گفتاری مستقیم. برای فهم این مسئله باید گستره ی وسیع تری از یک پاره گفت واحد برای انجام کنش گفتاری در نظر بگیریم.
رخدادهای گفتاری درخواست غیر مستقیم (مانند پاره گفت های (23)) را می توان به صورت این پرسش مطرح کرد که آیا شرایط لازم برای برآورده شدن یک درخواست وجود دارد یا خیر. برای مثال، شرط مقدماتی این است که گوینده فرض کند شنونده قادر به انجام آن عمل است، در حالی که شرط محتوایی به عملی در آینده مربوط می شود که شنونده آن را انجام خواهد داد. چنین الگویی در مثال (24) نشان داده شده است. (24) درخواست های غیر مستقیم الف) شرط محتوایی عمل آتی شنونده « آیا شما x را انجان خواهید داد؟» (شنونده x را انجام خواهد داد) ب) شرط مقدماتی شنونده قادر به «آیا شما می توانید x را انجام دهید؟» انجام عمل است (شنونده می تواند x را انجام دهد ج) پرسیدن از شرایط مربوط به شنونده برای درخواست از وی، به درخواست غیر مستقیم می انجامد.
در (24ج)، بین تقاضا از کسی برای انجام کاری و پرسیدن، از وی که آیا شرایط پیش نیاز برای انجام آن کار وجود دارد یا خیر، تفاوت آشکاری وجود دارد. از دیدگاه فنی، پرسش در مورد پیش شرط ها درخواست محسوب نمی شود، اما شنونده را وادار به واکنش می کند، به گونه ای که گویا درخواستی انجام شده است. از آنجا که درخواست نوعی تحمیل از سوی گوینده بر شنونده است، در بیشتر موقعیت های اجتماعی، بهتر این است که گوینده از وارد کردن تحمیل از طریق درخواست مستقیم اجتناب ورزد. اما وقتی که گوینده از پیش شرط می پرسد، هیچ درخواست مستقیمی انجام نمی گیرد.
مبحث بالا در اصل مربوط به کسی است که سعی دارد بی آنکه با خطر دریافت پاسخ منفی از شنونده یا خطر اهانت به وی مواجه شود، از وی بخواهد تا کاری را انجام دهد. با این همه، چنین موقعیتی صرفاً شامل یک پاره گفت نیست، بلکه موقعیتی اجتماعی است که شرکت کنندگان در آن، الزاماً دارای نوعی رابطه ی اجتماعی با یکدیگر هستند و در موقعیتی ویژه، احتمالاً هدف خاصی دارند.
می توان پاره گفتهایی را که در چنین موقعیتی تولید می شوند، رخدادهای گفتاری به شمار آورد. پس، رخداد گفتاری فعالیتی است که شرکت کنندگان در آن، از طریق زبان و به گونه ای متعارف، تعاملی را برای حصول نتیجه انجام می دهند. این رخداد ممکن است دارای کنش گفتاری هسته ای و آشکار مانند « من واقعاً این را دوست ندارم» باشد؛ که در یک رخداد گفتاری به منزله ی شکایت اظهار می شود. اما جنین رخدادی پاره گفت های دیگری نیز دارد که منتهی به عمل اصلی شده و پاسخ نهایی آن محسوب می شود. در اکثر موارد، درخواست به طور ناگهانی توسط یک پاره گفت تنها انجام نمی گیرد. همان گونه که در (25) آمده، ماهیت درخواست رخداد گفتاری است. (25) مرد: مری، از اینکه اینجایی خوشحالم. زن: چی شده؟ مرد: نمی تونم کامپیوترمو راه بندازم. زن: خراب شده؟ مرد: فکر نکنم. زن: مشکل اش چیه؟ مرد: نمی دونم. از کامپیوتر چیزی سرم نمی شه. زن: چه نوع کامپیوتریه؟ مرد: مکینتاشه. شما ازاین نوع کامپیترها استفاده می کنی؟ زن: آره. مرد: پس یه دقیقه وقت داری؟ زن: البته. مرد: عالیه.
تعامل طولانی در مثال (25) را می توان یک «رخداد درخواست» نامید که فاقد کنش اصلی گفتاری {برای درخواست} است. توجه داشته باشید که مرد هیچ گونه درخواست عینی از زن نکرده تا از وی بخواهد کاری برایش انجام دهد. البته، می توان پرسشِ «پس یک دقیقه وقت داری؟» را به منزله ی «پیش درخواست» در نظر گرفت که به مخاطب امکان می دهد تا پاسخی مانند «الان سرش شلوغه» یا «باید جایی برود» بدهد. در این بافت، پاسخ «البته»، نه تنها بیانگر داشتن وقت است، بلکه آمادگی گوینده برای اجرای عمل بیان نشده را نیز نشان می دهد. بنابراین، تحلیل رخداد گفتاری یقیناً می تواند روش دیگری برای بررسی چگونگی افزونی میزان پیام ارائه شده از آنچه بر زبان رانده می شود، باشد. مزیت تحلیل کنش گفتاری این است که نشان می دهد چکونه می توان بعضی از اعمال را با کلمات انجام داد و نیز برخی صورت های پاره گفت متعارف را شناسایی کرد که ما برای انجام اعمال ویژه ای به کار می گیریم.
منبع: کاربردشناسی زبان، جرج یول |